۱ – روز اول زندگی برای خدا : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس مادرم و خواهرم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت مادرم وخواهرم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با امام زمان {ع}

56017261714306978153.jpg (905×504)

اصلا زندگی با خ.ا زندگی نیست فقط یه راه پیش روست اونم عزت نفس و بی نیازی از مفاسد جنسی و رسیده به لذت پاکی

۰ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم و رضایت خدا رو برنامه زندگیم قرار دادم و از خشم خدا که صورت نامحرم و بدن نامحرم و تخیل نامحرم که همشون اتیش هست فرار کردم و کاملا به قلیل حلال راضیم

زمان خودم رو میشناسم الان چرا در مورد آینده خیال پردازی کنم ؟ وظایف ازدواج مال زمان خودشه و جهاد نفس و سرکوب شهوت مال  الان

اصلا دیگه گیر نمیدم به خدا سر این مسئله ازدواج

ازدواج کردن در مورد مشکل من صورت مسئله رو پاک کردنه

من باید با اراده خودم از پس این مشکل بر بیام

سال های جوونی مه…
مثل هر کس دیگه دوست دارم تو این سال ها حرکت کنم… پیشرفت کنم… جلو برم…

غیرت اینه که به حلال خدا هر چند قلیل و کم راضی باشی و تخلات در مورد اینده نکنی و فقط تلاش کنی و آینده رو به خدا بسپاری و بهش توکل کنی

عبرت :

 – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطی بدون چون رو چرا – این دنیا و ذرات اون بی جان نیستن و روح دارن وکسی که گناه میکنه و حرف خدا رو زیر پا بذاره زمین خدا میگیرتش مثل آفت زمین برای منکر ذکات 

 امام زمان :  مگه نگفته بودیم از دنیا دست بکشید ؟ مگه نمیدونی اعمالت هر هفته به ما عرضه میشه ؟ مگه نمیدونی گناه کار دوزخ نشین میشه ؟ مگه نمیدونی من برای اونا پدر هستم ؟ مگه نمیدونی دوست دارم اون دخترا یه روز مثل مادرم فاطمه و عمه ام زینب و خواهرم معصومه یه روز با عفت بشن و پشت سر هامونا وقتی همه مردا چشم پایین انداختن وارد بهشت بشن با چادرهای پوشیدشون ؟

قرآن و حدیث :

[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[  الله ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

لقمان حکیم : طوری به عالم نزدیک شو که زانوی تو به زانوی او برخورد کنه

گوشه گیری و خفت  و نابود شدن و احساس پوچی بعد از گناه و عزت و سربالا گرفتن بعد از تقوا

اى پیامبر، به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه هاى دیگران فرو بندند و شرمگاه هاى خود را نیز از دید دیگران بپوشانند، که اگر فرمانشان دهى چنین کنند. این شیوه براى آنان پاکیزه تر است. قطعاً خدا به آنچه مى کنند آگاه است.

آدمهای چشم چران سنگدلند چون چشمی که به ناموس مردم نگاه بد کرد این چشم دیگر امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌بیند توی سفالی که آشغال است شما برای مصرف شیر در آن نمی‌ریزید می‌گوئید سفال کثیف است. کس که چشم چران است سنگدل می‌شود و خداوند یک توفیقاتی را از او می‌گیرد.

مرد به مرد نگاه کند زن به زن حدیث داریم تا چهل روز نمازش قبول نیست

هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردی یا موی زنی یا عضوی از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانی که در دنیا در پی عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمی‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را برای مردم آشکار خواهد ساخت.

پیامبر : به ناموس مردم نگاه نکنید تا به ناموس شما نگاه نکنند

 حضرت موسی به آن دو فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، [[[مؤمن با غیرت]]] هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد [[[ کسی به ناموسش نظر بد]]] داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید : آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می‌شوید ؟! فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می‌خواهی

امام صادق فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند

چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته‌اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد. 

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده٬ وسوم بدانی که از تو جه خواسته [تا بجا آوردی ]٬چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

دنیا» در این معناست که سخت مذموم است و در بیان قرآن کریم و معصومان (ع) به فریب، دروغ، سراب، خواب و نظایر این‏ها تشبیه شده است و تنها راه نجات، زهد به آن و انقطاع از آن استزندگى دنیا براى کافران جلوه کرده است. در حالى که آن‏چه جلوه نموده است، حقیقت نیست، فریب و غرور است:  و زندگى دنیا چیزى جز کالاى فریب نیست.
آن‏چه به او دل مى‏بندند جز بازیچه‏اى کودکانه و هوسى نابخردانه نیست
دنیا واسطه فریب است، دنیا عامل غرور است. شیطان از سنخ دنیاست و به سبب دنیا فریب مى‏دهد:.»پس زنهار که زندگى دنیا فریبتان ندهد و شیطان (غرور) شما را [با آرزوى دراز] نفریبد.
 انسان به محض اتصال با دنیا، در حقیقت با شیطان متصل مى‏شود و این که دنیا سرآغاز همه خطاها و معاصى و گناهان است، از این‏جاست.
دنیا حلقه واسطه تباهى‏هاست.
هر جا پاى انسان مى‏لغزد و سقوط مى‏کند به واسطه این حلقه «دنیا» است، زیرا دنیا دام شیطان است، چنان‏که از امیر مؤمنان على (ع) روایت شده است از دنیا بپرهیز که به درستى آن دام شیطان است.
اگر واسطه اتصال و ارتباط و فریب شیطان (دنیا) نباشد، دیگر انحرافى در کار نیست.

بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است،مانند بارانی است که محصولش کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!![که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»(سوره ی حدید، آیه ۲۰)

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

ادامه خواندن ۱ – روز اول زندگی برای خدا : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس مادرم و خواهرم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت مادرم وخواهرم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با امام زمان {ع}

۲ – روز دوم موندن سر توبه مثل شیعه واقعی : فرشید و خدای حسین علیه السلام : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

دل نوشته :

غیرت این نیست که همسرت مانتویی باشه مثل حزب الهی ها به زور چادر سرش کنی غیرت اینه که اونو هر جوری که دیدی و پسندیدی قبولش کنی همین جوری که هست 

غیرت این نیست که هر یک ساعت اس ام اس برای نامزدت بفرستی که الان کجایی و همیشه بهش شک داشته باشی این که اسمش سادیسمه . غیرت اینه که به پاکیش و عفتش ایمان داشته باشی

غیرت یعنی اینقدر کنترل چشم داشته باشی که اصلا نامحرم نبینی تا چند دقیقه که با نامزدت رفتی بیرون چشمت دنبال ۱۰۰۰ تا دختر تو خیابون نبشاه که با این کارت نامزدت یا همسرت رو ناراحت کنی

غیرت یعنی اینکه به نامحرم نگاه نکنی تا به همسرت نگاه نکنند والسلام

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! خدایا یه روزی میفهمم که عذاب بعد از گناه برای من از لطف تو برای زودتر به خوشبختی رسیدن من بوده و یه روزی میفهمم چقدر من رو دوست داشتی ای کاش اون روز دیر نباشه آخه کدوم معشوقی بعد اینکه عاشقش به خاک افتاد عذابش میکنه ؟ مگر اینکه این عذاب برای رسیدن اون عاشق به راه خوشبختی باشه – خدا که خالق اون دختر ها هست و تو قرآنش گفته هیچ کسی حق نداره جز از طریق ازدواج ازشون لذت ببره

عبرت :

دوست ندارم هیچ کسی به ناموس من نگاه کنه پس به ناموس دیگران نگاه نمی کنم دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه  نمیکنم – دوست ندارم هیچ پسری حتی مجازی به پروفایل فیسبوک ناموسم بره – دوسن ندارم حتی بیرون از خانه کسی به عشقم نگاه کنه پس منم به دخترهای تو خیابون نگاه نمی کنم – دوست ندارم کسی به اون فکر کنه پس منم به هیچ دختری فکر نمی کنم – دوست ندارم کسی صدای فوق العادش رو بشنوه پس منم صدای هیچ دختری رو نخواهم شنید – در مورد خودمم دوست ندارم کسی به اندام من نگاه کنه پس منم به اندام هیچ پسری نگاه نمی کنم – بهجت : شهوت  از جنود ابلیس هست – من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط اون دختر رو ازخدا میخوام ولی در مورد کسی که شان بالایی پسش خدا داره و به خدا محرم هست و به من نامحرم فکری نمی کنم –دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

فیلم های خارجی سراب بودن دنیا رو پنهان می کنند اون دختر هم سراب هست اولا حق ندارم در مورد دختر امام زمان فکر کنم دوما مگه اون دختر عیب و  ایراد نداره- طبق قرآن همسر مایه آرامش هست نه یه دختر نامحرم -تعویض عادت های زشت شهوت رانی و جنود شیطان با …. چادر خاکی فاطمه و شمع خاموش زینب و کندن ریشه های گناه و حب نفس و حب دنیا و غفلت و جایگزین کردن ریشه های عفت و خدا پرستی و حیا –

 امام زمان :  مگه نگفته بودیم از دنیا دست بکشید ؟ مگه نمیدونی اعمالت هر هفته به ما عرضه میشه ؟ مگه نمیدونی گناه کار دوزخ نشین میشه ؟ مگه نمیدونی من برای اونا پدر هستم ؟ مگه نمیدونی دوست دارم اون دخترا یه روز مثل مادرم فاطمه و عمه ام زینب و خواهرم معصومه یه روز با عفت بشن و پشت سر هامونا وقتی همه مردا چشم پایین انداختن وارد بهشت بشن با چادرهای پوشیدشون ؟

قرآن و حدیث :

[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[  الله ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

لقمان حکیم : طوری به عالم نزدیک شو که زانوی تو به زانوی او برخورد کنه

دین نگاه حرام رو ممنوع کرده برای راحتی خودمون بهشت برای چیه این وسط اگر همین قوانین برای خوشبختب تو دنیا هستن

گوشه گیری و خفت  و نابود شدن و احساس پوچی بعد از گناه و عزت و سربالا گرفتن بعد از تقوا

اى پیامبر، به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه هاى دیگران فرو بندند و شرمگاه هاى خود را نیز از دید دیگران بپوشانند، که اگر فرمانشان دهى چنین کنند. این شیوه براى آنان پاکیزه تر است. قطعاً خدا به آنچه مى کنند آگاه است.

آدمهای چشم چران سنگدلند چون چشمی که به ناموس مردم نگاه بد کرد این چشم دیگر امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌بیند توی سفالی که آشغال است شما برای مصرف شیر در آن نمی‌ریزید می‌گوئید سفال کثیف است. کس که چشم چران است سنگدل می‌شود و خداوند یک توفیقاتی را از او می‌گیرد.

مرد به مرد نگاه کند زن به زن حدیث داریم تا چهل روز نمازش قبول نیست

هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردی یا موی زنی یا عضوی از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانی که در دنیا در پی عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمی‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را برای مردم آشکار خواهد ساخت.

پیامبر : به ناموس مردم نگاه نکنید تا به ناموس شما نگاه نکنند

 حضرت موسی به آن دو فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، [[[مؤمن با غیرت]]] هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد [[[ کسی به ناموسش نظر بد]]] داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید : آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می‌شوید ؟! فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می‌خواهید

برادر دومی هم نیز همین حالات را داشت، برای یافتن این مشکل خداوند به من عنایتی کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود، گفتم: تو را رها نمی‌کنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بی‌ایمان مردید؟ گفت زمانی که به مناره می‌رفتیم، با بی‌حیایی نگاه به ناموس مردم درون خانه‌ها می‌کردیم، این مسأله فکر و دلمان را به خود مشغول می‌کرد و از خدا غافل می‌شدیم، برای همین عمل شوم، بدعاقبت و بدبخت شدیم!

امام صادق فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند

چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته‌اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد. 

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده٬ وسوم بدانی که از تو جه خواسته [تا بجا آوردی ]٬چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

دنیا» در این معناست که سخت مذموم است و در بیان قرآن کریم و معصومان (ع) به فریب، دروغ، سراب، خواب و نظایر این‏ها تشبیه شده است و تنها راه نجات، زهد به آن و انقطاع از آن استزندگى دنیا براى کافران جلوه کرده است. در حالى که آن‏چه جلوه نموده است، حقیقت نیست، فریب و غرور است:  و زندگى دنیا چیزى جز کالاى فریب نیست.
آن‏چه به او دل مى‏بندند جز بازیچه‏اى کودکانه و هوسى نابخردانه نیست
دنیا واسطه فریب است، دنیا عامل غرور است. شیطان از سنخ دنیاست و به سبب دنیا فریب مى‏دهد:.»پس زنهار که زندگى دنیا فریبتان ندهد و شیطان (غرور) شما را [با آرزوى دراز] نفریبد.
 انسان به محض اتصال با دنیا، در حقیقت با شیطان متصل مى‏شود و این که دنیا سرآغاز همه خطاها و معاصى و گناهان است، از این‏جاست.
دنیا حلقه واسطه تباهى‏هاست.
هر جا پاى انسان مى‏لغزد و سقوط مى‏کند به واسطه این حلقه «دنیا» است، زیرا دنیا دام شیطان است، چنان‏که از امیر مؤمنان على (ع) روایت شده است از دنیا بپرهیز که به درستى آن دام شیطان است.
اگر واسطه اتصال و ارتباط و فریب شیطان (دنیا) نباشد، دیگر انحرافى در کار نیست.

بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است،مانند بارانی است که محصولش کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!![که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»(سوره ی حدید، آیه ۲۰)

۱ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم ولی روز هفتم نموندم و دوباره ۷ روز از اول

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

ادامه خواندن ۲ – روز دوم موندن سر توبه مثل شیعه واقعی : فرشید و خدای حسین علیه السلام : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

۱ – فرشید و خدای حسین علیه السلام : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

دل نوشته :

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! خدایا یه روزی میفهمم که عذاب بعد از گناه برای من از لطف تو برای زودتر به خوشبختی رسیدن من بوده و یه روزی میفهمم چقدر من رو دوست داشتی ای کاش اون روز دیر نباشه آخه کدوم معشوقی بعد اینکه عاشقش به خاک افتاد عذابش میکنه ؟ مگر اینکه این عذاب برای رسیدن اون عاشق به راه خوشبختی باشه – خدا که خالق اون دختر ها هست و تو قرآنش گفته هیچ کسی حق نداره جز از طریق ازدواج ازشون لذت ببره

عبرت :

دوست ندارم هیچ کسی به ناموس من نگاه کنه پس به ناموس دیگران نگاه نمی کنم دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه  نمیکنم – دوست ندارم هیچ پسری حتی مجازی به پروفایل فیسبوک ناموسم بره – دوسن ندارم حتی بیرون از خانه کسی به عشقم نگاه کنه پس منم به دخترهای تو خیابون نگاه نمی کنم – دوست ندارم کسی به اون فکر کنه پس منم به هیچ دختری فکر نمی کنم – دوست ندارم کسی صدای فوق العادش رو بشنوه پس منم صدای هیچ دختری رو نخواهم شنید – در مورد خودمم دوست ندارم کسی به اندام من نگاه کنه پس منم به اندام هیچ پسری نگاه نمی کنم – بهجت : شهوت  از جنود ابلیس هست – من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط اون دختر رو ازخدا میخوام ولی در مورد کسی که شان بالایی پسش خدا داره و به خدا محرم هست و به من نامحرم فکری نمی کنم –دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

فیلم های خارجی سراب بودن دنیا رو پنهان می کنند اون دختر هم سراب هست اولا حق ندارم در مورد دختر امام زمان فکر کنم دوما مگه اون دختر عیب و  ایراد نداره- طبق قرآن همسر مایه آرامش هست نه یه دختر نامحرم -تعویض عادت های زشت شهوت رانی و جنود شیطان با …. چادر خاکی فاطمه و شمع خاموش زینب و کندن ریشه های گناه و حب نفس و حب دنیا و غفلت و جایگزین کردن ریشه های عفت و خدا پرستی و حیا –

 امام زمان :  مگه نگفته بودیم از دنیا دست بکشید ؟ مگه نمیدونی اعمالت هر هفته به ما عرضه میشه ؟ مگه نمیدونی گناه کار دوزخ نشین میشه ؟ مگه نمیدونی من برای اونا پدر هستم ؟ مگه نمیدونی دوست دارم اون دخترا یه روز مثل مادرم فاطمه و عمه ام زینب و خواهرم معصومه یه روز با عفت بشن و پشت سر هامونا وقتی همه مردا چشم پایین انداختن وارد بهشت بشن با چادرهای پوشیدشون ؟

قرآن و حدیث :

[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[  الله ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

اى پیامبر، به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه هاى دیگران فرو بندند و شرمگاه هاى خود را نیز از دید دیگران بپوشانند، که اگر فرمانشان دهى چنین کنند. این شیوه براى آنان پاکیزه تر است. قطعاً خدا به آنچه مى کنند آگاه است.

آدمهای چشم چران سنگدلند چون چشمی که به ناموس مردم نگاه بد کرد این چشم دیگر امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌بیند توی سفالی که آشغال است شما برای مصرف شیر در آن نمی‌ریزید می‌گوئید سفال کثیف است. کس که چشم چران است سنگدل می‌شود و خداوند یک توفیقاتی را از او می‌گیرد.

مرد به مرد نگاه کند زن به زن حدیث داریم تا چهل روز نمازش قبول نیست

هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردی یا موی زنی یا عضوی از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانی که در دنیا در پی عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمی‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را برای مردم آشکار خواهد ساخت.

پیامبر : به ناموس مردم نگاه نکنید تا به ناموس شما نگاه نکنند

 حضرت موسی به آن دو فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، [[[مؤمن با غیرت]]] هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد [[[ کسی به ناموسش نظر بد]]] داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید : آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می‌شوید ؟! فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می‌خواهید

برادر دومی هم نیز همین حالات را داشت، برای یافتن این مشکل خداوند به من عنایتی کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود، گفتم: تو را رها نمی‌کنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بی‌ایمان مردید؟ گفت زمانی که به مناره می‌رفتیم، با بی‌حیایی نگاه به ناموس مردم درون خانه‌ها می‌کردیم، این مسأله فکر و دلمان را به خود مشغول می‌کرد و از خدا غافل می‌شدیم، برای همین عمل شوم، بدعاقبت و بدبخت شدیم!

امام صادق فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند

چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته‌اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد. 

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده٬ وسوم بدانی که از تو جه خواسته [تا بجا آوردی ]٬چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

دنیا» در این معناست که سخت مذموم است و در بیان قرآن کریم و معصومان (ع) به فریب، دروغ، سراب، خواب و نظایر این‏ها تشبیه شده است و تنها راه نجات، زهد به آن و انقطاع از آن استزندگى دنیا براى کافران جلوه کرده است. در حالى که آن‏چه جلوه نموده است، حقیقت نیست، فریب و غرور است:  و زندگى دنیا چیزى جز کالاى فریب نیست.
آن‏چه به او دل مى‏بندند جز بازیچه‏اى کودکانه و هوسى نابخردانه نیست
دنیا واسطه فریب است، دنیا عامل غرور است. شیطان از سنخ دنیاست و به سبب دنیا فریب مى‏دهد:.»پس زنهار که زندگى دنیا فریبتان ندهد و شیطان (غرور) شما را [با آرزوى دراز] نفریبد.
 انسان به محض اتصال با دنیا، در حقیقت با شیطان متصل مى‏شود و این که دنیا سرآغاز همه خطاها و معاصى و گناهان است، از این‏جاست.
دنیا حلقه واسطه تباهى‏هاست.
هر جا پاى انسان مى‏لغزد و سقوط مى‏کند به واسطه این حلقه «دنیا» است، زیرا دنیا دام شیطان است، چنان‏که از امیر مؤمنان على (ع) روایت شده است از دنیا بپرهیز که به درستى آن دام شیطان است.
اگر واسطه اتصال و ارتباط و فریب شیطان (دنیا) نباشد، دیگر انحرافى در کار نیست.

بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است،مانند بارانی است که محصولش کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!![که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»(سوره ی حدید، آیه ۲۰)

۱ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم ولی روز هفتم نموندم و دوباره ۷ روز از اول

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

ادامه خواندن ۱ – فرشید و خدای حسین علیه السلام : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

۲- فرشید و خدای زینب : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! خدایا یه روزی میفهمم که عذاب بعد از گناه برای من از لطف تو برای زودتر به خوشبختی رسیدن من بوده و یه روزی میفهمم چقدر من رو دوست داشتی ای کاش اون روز دیر نباشه آخه کدوم معشوقی بعد اینکه عاش

56017261714306978153.jpg (905×504)

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! خدایا یه روزی میفهمم که عذاب بعد از گناه برای من از لطف تو برای زودتر به خوشبختی رسیدن من بوده و یه روزی میفهمم چقدر من رو دوست داشتی ای کاش اون روز دیر نباشه آخه کدوم معشوقی بعد اینکه عاشقش به خاک افتاد عذابش میکنه ؟ مگر اینکه این عذاب برای رسیدن اون عاشق به راه خوشبختی باشه

دوست ندارم هیچ کسی به ناموس من نگاه کنه پس به ناموس دیگران نگاه نمی کنم دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه  نمیکنم – دوست ندارم هیچ پسری حتی مجازی به پروفایل فیسبوک ناموسم بره – دوسن ندارم حتی بیرون از خانه کسی به عشقم نگاه کنه پس منم به دخترهای تو خیابون نگاه نمی کنم – دوست ندارم کسی به اون فکر کنه پس منم به هیچ دختری فکر نمی کنم – دوست ندارم کسی صدای فوق العدش رو بشنوه پس منم صدای هیچ دختری رو نخواهم شنید – در مورد خودمم دوست ندارم کسی به اندام من نگاه کنه پس منم به اندام هیچ پسری نگاه نمی کنم

اى پیامبر، به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه هاى دیگران فرو بندند و شرمگاه هاى خود را نیز از دید دیگران بپوشانند، که اگر فرمانشان دهى چنین کنند. این شیوه براى آنان پاکیزه تر و بالنده تر است. قطعاً خدا به آنچه مى کنند آگاه است.

آدمهای چشم چران سنگدلند چون چشمی که به ناموس مردم نگاه بد کرد این چشم دیگر امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌بیند توی سفالی که آشغال است شما برای مصرف شیر در آن نمی‌ریزید می‌گوئید سفال کثیف است. کس که چشم چران است سنگدل می‌شود و خداوند یک توفیقاتی را از او می‌گیرد.

مرد به مرد نگاه کند زن به زن حدیث داریم تا چهل روز نمازش قبول نیست

هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردی یا موی زنی یا عضوی از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانی که در دنیا در پی عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمی‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را برای مردم آشکار خواهد ساخت.

پیامبر : به ناموس مردم نگاه نکنید تا به ناموس شما نگاه نکنند

 حضرت موسی به آن دو فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، [[[مؤمن با غیرت]]] هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد [[[ کسی به ناموسش نظر بد]]] داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید : آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می‌شوید ؟! آنگاه فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می‌خواهید

برادر دومی هم نیز همین حالات را داشت، برای یافتن این مشکل خداوند به من عنایتی کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود، گفتم: تو را رها نمی‌کنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بی‌ایمان مردید؟ گفت زمانی که به مناره می‌رفتیم، با بی‌حیایی نگاه به ناموس مردم درون خانه‌ها می‌کردیم، این مسأله فکر و دلمان را به خود مشغول می‌کرد و از خدا غافل می‌شدیم، برای همین عمل شوم، بدعاقبت و بدبخت شدیم!

امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند

چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته‌اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد.

روزى شهید محراب آیت الله مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده‏ ام، می‏توانى چلوکباب تهیه کنى؟البته سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد…خادم می‏گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد؛ با شوق و عجله گفتم: الان آماده می‏کنم…زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد…هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن غذا را در چیزى بـپـیـچ تا دیگران متوجه نشوند…گفتم: به چشم!حرکت کردم؛ از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‏ اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا را روى سفره گذاشتم…عرض کردم: آقا! سفره آماده است؛ تا غذا سرد نشده بفرمایید…فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید ظرف و سفره را جمع کنید.زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده ‏اند؛پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده‏ اند…پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟!فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت… گفتم: پس چرا تناول نفرمودید؟ گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم؛ !
چند روزى بود این نـَفس، هواى چلوکباب کرده بود؛می ‏خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم می‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمی‏کنم؛خواستم غذا را جلوى چشم نـَفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند…

فیلم های خارجی سراب بودن دنیا رو پنهان می کنند اون دختر هم سراب هست اولا حق ندارم در مورد دختر امام زمان فکر کنم دوما مگه اون دختر عیب و  ایراد نداره- طبق قرآن همسر مایه آرامش هست نه یه دختر نامحرم 

من خیلی در برابر عباسی کوچیکم عباسی در باربر ایران و ایران در برابر آسیا و آسیا در برابر کره زمین و کره زمین بین کهکشان و کهکشان بین ۷ آسمان و ۷ آسمان چیزی نیست در برابر

[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[  الله ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

هر روز نوری دارد که مجانی به در خانه آدم می آیند. این ما هستیم که باید این نورها را حفظ بکنیم

تمام دختران دنیا معشوق خدا و دختر امام زمان هستند حالا جرات داری بهشون نگه حرام داشته باش – میدونی پدرشون امام زمان چقدر ناراحت میشن ؟ میدونی خدا که خالق اون دختر ها هست و تو قرآنش گفته هیچ کسی حق نداره جز از طریق ازدواج ازشون لذت ببره چقدر ناراحت میشه یکی تو فیلم و یکی پشت مانیتور بهشون تجاوز کنه ؟ میدونی خدا و امام زمان رو از خودت شاکی کردی ؟ الهی العفو

تعویض عادت های زشت شهوت رانی و جنود شیطان با …. چادر خاکی فاطمه و شمع خاموش زینب و کندن ریشه های گناه و حب نفس و حب دنیا و غفلت و جایگزین کردن ریشه های عفت و خدا پرستی و حیا

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده٬ وسوم بدانی که از تو جه خواسته [تا بجا آوردی ]٬چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

امام زمان : چرا چند روز پیش خرابکردی فرشید خان ؟ مگه تو شیعه نیستی ؟مگه نمیدونی خراب کردن از جنود شیطان هست ؟ مگه نگفته بودیم از دنیا دست بکشید و از آدم های تو دنیا و اعمالی که تو دنیا انجام دادن ؟ مگه نمیدونی اعمالت هر هفته به ما عرضه میشه ؟ مگه نمیدونی گناه کار دوزخ نشین میشه ؟مگه نمیدونی روزی اون دخترا و پسرا رو ما میدیم ؟ مگه نمیدونی من برای اونا پدر هستم ؟ مگه نمیدونی دوست دارم اون دخترا یه روز مثل مادرم فاطمه و عمه ام زینب و خواهرم معصومه یه روز با عفت بشن و پشت سر هامونا وقتی همه مردا چشم پایین انداختن وارد بهشت بشن با چادرهای پوشیدشون ؟من : شرمنده ام حجت ایا الحسن میخوام خوب بشم و با عفت و با حیا بشم الهی العفو – استغفرالله ربی و اتوب الیه

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

عذاب و تحقیر تو این دنیا یا عذاب آخرت ؟ خدا کریمتر از آن است که ۲ بار از بنده حساب بکشه

دنیا» در این معناست که سخت مذموم است و در بیان قرآن کریم و معصومان (ع) به فریب، دروغ، سراب، خواب و نظایر این‏ها تشبیه شده است و تنها راه نجات، زهد به آن و انقطاع از آن استزندگى دنیا براى کافران جلوه کرده است. در حالى که آن‏چه جلوه نموده است، حقیقت نیست، فریب و غرور است:  و زندگى دنیا چیزى جز کالاى فریب نیست.
آن‏چه به او دل مى‏بندند جز بازیچه‏اى کودکانه و هوسى نابخردانه نیست
دنیا واسطه فریب است، دنیا عامل غرور است. شیطان از سنخ دنیاست و به سبب دنیا فریب مى‏دهد:.»پس زنهار که زندگى دنیا فریبتان ندهد و شیطان (غرور) شما را [با آرزوى دراز] نفریبد.
 انسان به محض اتصال با دنیا، در حقیقت با شیطان متصل مى‏شود و این که دنیا سرآغاز همه خطاها و معاصى و گناهان است، از این‏جاست.
دنیا حلقه واسطه تباهى‏هاست.
هر جا پاى انسان مى‏لغزد و سقوط مى‏کند به واسطه این حلقه «دنیا» است، زیرا دنیا دام شیطان است، چنان‏که از امیر مؤمنان على (ع) روایت شده است از دنیا بپرهیز که به درستى آن دام شیطان است.
اگر واسطه اتصال و ارتباط و فریب شیطان (دنیا) نباشد، دیگر انحرافى در کار نیست.

بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است،مانند بارانی است که محصولش کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!![که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»(سوره ی حدید، آیه ۲۰)

بهجت : شهوت  از جنود ابلیس هست

۶ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم ولی روز هفتم نموندم و دوباره ۷ روز از اول

من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط خدا رو تنها میخوام-دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

۱ . فرزند بیت حیا و عفت:

۲ . حیا در آغاز جوانی
دکتر «عائشه بنت الشاطی » ، بانوی نویسنده و اهل تحقیق اهل سنت، چنین می گوید: «زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟ مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می کنند; زیرا که او در خانه و روبسته زندگی می کرد . ما نمی توانیم مگر از پشت پرده وی را بنگریم، ولی پس از گذشتن دهها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می آید و مصیبت جانگداز کربلا او را به ما نشان می دهد . (۹) »

تاریخ او را ندیده، چرا که حیای او مانع از آن شده است و مادرش فاطمه توصیه کرده است که: «خیر للنساء ان لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال (۱۰) ; برای زنان بهتر است که آنان مردان را نبینند، و مردان [نیز] آنها را نبینند .»

و اگر دستور الهی و آسمانی نبود که «ان الله شاء ان یراهن سبایا; به راستی که خدا خواسته که آنها را اسیر ببیند» حسین علیه السلام هرگز به خود اجازه نمی داد خواهر را در سفر کربلا به همراه ببرد .

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب ورنه این بی حرمتی را کی روا دارد حسین

۳ . نمایش شکوه حیا هنگام حرکت از مدینه
آن گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالی که دامانشان بر اثر حیای از مردم به زمین کشیده می شد و .

۴ . زیورآلات فدای حیا و عفت!
دختر علی علیه السلام که منش و خوی کوفیان را می شناخت، برای حفظ عفت و حیای بانوان و قبل از آمدن آنها، تمام زیورآلات زنان را جمع کرده خطاب به عمر سعد فرمود: ای عمر بن سعد! سپاهیان خود را از تعجیل و شتاب در غارت خیمه ها باز دار! خود آنچه اسباب و زیور آلات است به شما واگذار می کنم . مبادا دست نامحرمان به سوی خاندان رسول خدا دراز شود

۵ . فریاد بانوی حیا بر بی حیاها:
کاروان حیا وارد کوفه شد، مردم در حالی که خاندان رسالت را به سوی عبیدالله بن زیاد می بردند، اسیران را تماشا می کردند . در این لحظه صدای بانوی حیا بلند شد:ای مردم کوفه! از خدا و فرستاده او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر چشم دوخته اید .»

۶ . تجلی حیا در دارالاماره کوفه:
زینب کبری علیها السلام در دوران اسارت، وقتی به دارالاماره رسید، بغض راه گلویش را بست; چرا که او همه این خانه را می شناخت، اینجا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی، با عظمتی بی مانند جهان را پرساخته بود . اشک در دیدگانش حلقه زد، ولی خودداری کرد، مبادا گریه خوارش کند . در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید عبید الله ابن زیاد در جایی نشسته که پدرش در آنجا می نشست و از میهمانان پذیرایی می کرد .

زینب که بی ارزش ترین لباسهایش را بر تن و کنیزانش دورش را گرفته بودند، حیا را به عرصه نمایش گذاشت و بدون آن که به امیر سرکش خون خوار اعتنایی کند، به صورت ناشناس در گوشه ای نشست در حالی که سراپای وجود او را شرم، حیا، نجابت و پاکی احاطه کرده بود  . ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟ (سه بار این سؤال را تکرار کرد)، حیا و نجابت زینب از یکطرف، علم حضرت به قصد ابن زیاد برای تحقیر اهل بیت علیهم السلام از طرف دیگر، اجازه نداد زینب جواب او را بدهد . تا آنجا که ابن زیاد ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب پاشید و برای آزردن او گفت:  کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟»

۷ . مجلس یزید; اوج تقابل حیا با بی حیایی
یزید، بزرگان اهل شام و سفرای خارجی را دعوت کرده بود، آن گاه دستور داد که اسیران را وارد کنند . مجلسیان به دختران و دودمان پیامبر نگاه می کردند; که تا دیروز در پس پرده عزت و احترام قرار داشتند و بیگانه ای رخسار آنان را ندیده بود .

مردک شامی برخاست و به یزید گفت: یا امیرالمؤمنین! این دوشیزه را به من ببخش! فاطمه در حالتی که از وحشت می لرزید، دامن عمه اش زینب را گرفت . زینب او را در آغوش گرفت و فرمود: «گمان دروغ بردی و فرومایگی کردی! نه تو چنین حقی داری و نه یزید!  یزید خشمگین گشت و سخنانی بین او و زینب علیها السلام رد و بدل شد، تا آنکه زینب علیها السلام فرمود: اکنون که سرتاسر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته ای و ما را مانند اسیران به هر سو می کشانی به گمانت که پیش خدا برای ما پستی و برای تو شرف و منزلت است؟ !  آن گاه فریاد آهنین حیا بر فرق مجسمه بی شرمی فرود آمد که
ای پسر آزاد شدگان ; آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی و دختران [پرده نشین] رسول خدا را اسیر کنی [و شهر به شهر بگردانی] ؟ ! ! پرده آبروی آنها را بدری و صورت آنها را نمایان سازی تا دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند، و بومی و غریب چشم به آنها بدوزند و نزدیک و دور، و شریف و فرومایه تماشایشان کنند، در حالی که از مردان آنها یاری کننده ای همراهشان نباشد، و از یاری کنندگان آنان مددکاری نباشد .

۸ . عفت و پاکدامنی، دست آورد حیای زینب
. چنان که علی علیه السلام فرمود: ; علت عفت و پاکدامنی شرم و حیا است .»
و در جای دیگر فرمود: به هر اندازه که حیا باشد، عفت و پاکدامنی خواهد بود .»

تربیت خانوادگی، و حیای ذاتی زینب کبری علیها السلام باعث شد تا او عفت خویش را، حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذارد . او در دوران اسارت و در مسیر کربلا تا شام، سخت بر عفت خویش پای می فشرد . مورخین نوشته اند: او صورت خود را با دستش می پوشاند، چون روسریش از او گرفته شده بود .»

این نشانه عفت اوست که هنگام ورود به شام، شمر را – که زمانی سرباز علی علیه السلام بود و در آن راه مجروح نیز شده بود، ولی ناپاکیها و بی حیاییها او را به آنجا کشانده که قاتل فرزند علی علیه السلام گردد – احضار کرد و از او خواست که برای حفظ مرز بلند حیا و عفت، کاروان اسرا را از خلوت ترین درب شهر وارد شام نماید و سرهای شهدا را نیز از بین زنها بیرون ببرد، ولی آن ملعون حیا از دست داده و در نتیجه دین را باخته عکس فرمایش آن حضرت عمل کرد و اسیران را از شلوغ ترین و پر جمعیت ترین دروازه شهر; یعنی «درب ساعات » وارد نمود و سر شهدا را نیز بین اسرا جای داد .

راوی می گوید: زینب (ویا ام کلثوم) را دیدم که چادری کهنه برسرکشیده و روی خود را گرفته بود . امام سجاد علیه السلام نیز به سهل بن ساعد صحابی فرمود: اگر می توانی چیزی به این نیزه دار بپرداز تا سر امام را کمی جلوتر ببرد که ما از تماشاچیان در زحمت و اذیت هستیم . سهل می گوید: رفتم و یکصد درهم به نیزه دار پرداخت کردم تا از بانوان دور شود، کار بدین منوال بود تا سرها را نزد یزید بردند (۲۵) .

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن ۲- فرشید و خدای زینب : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

۱- فرشید و خدای زینب : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! خدایا یه روزی میفهمم که عذاب بعد از گناه برای من از لطف تو برای زودتر به خوشبختی رسیدن من بوده و یه روزی میفهمم چقدر من رو دوست داشتی ای کاش اون روز دیر نباشه آخه کدوم معشوقی بعد اینکه عاشقش به خاک افتاد عذابش میکنه ؟ مگر اینکه این عذاب برای رسیدن اون عاشق به راه خوشبختی باشه

دوست ندارم هیچ کسی به ناموس من نگاه کنه پس به ناموس دیگران نگاه نمی کنم دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه  نمیکنم – دوست ندارم هیچ پسری حتی مجازی به پروفایل فیسبوک ناموسم بره

اى پیامبر، به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه هاى دیگران فرو بندند و شرمگاه هاى خود را نیز از دید دیگران بپوشانند، که اگر فرمانشان دهى چنین کنند. این شیوه براى آنان پاکیزه تر و بالنده تر است. قطعاً خدا به آنچه مى کنند آگاه است.

آدمهای چشم چران سنگدلند چون چشمی که به ناموس مردم نگاه بد کرد این چشم دیگر امام زمان(عجهالله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌بیند توی سفالی که آشغال است شما برای مصرف شیر در آن نمی‌ریزید می‌گوئید سفال کثیف است. کس که چشم چران است سنگدل می‌شود و خداوند یک توفیقاتی را از او می‌گیرد.

مرد به مرد نگاه کند زن به زن حدیث داریم تا چهل روز نمازش قبول نیست

هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردی یا موی زنی یا عضوی از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانی که در دنیا در پی عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمی‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را برای مردم آشکار خواهد ساخت.

پیامبر : به ناموس مردم نگاه نکنید تا به ناموس شما نگاه نکنند

 حضرت موسی به آن دو فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، [[[مؤمن با غیرت]]] هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد [[[ کسی به ناموسش نظر بد]]] داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید : آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می‌شوید ؟! آنگاه فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می‌خواهید

برادر دومی هم نیز همین حالات را داشت، برای یافتن این مشکل خداوند به من عنایتی کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود، گفتم: تو را رها نمی‌کنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بی‌ایمان مردید؟ گفت زمانی که به مناره می‌رفتیم، با بی‌حیایی نگاه به ناموس مردم درون خانه‌ها می‌کردیم، این مسأله فکر و دلمان را به خود مشغول می‌کرد و از خدا غافل می‌شدیم، برای همین عمل شوم، بدعاقبت و بدبخت شدیم!

امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسانی که به اندام زنان (نامحرم) نگاه می کنند ایمن نباشند از اینکه، دیگران به ناموس آنها نگاه نکنند

چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته‌اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد.

روزى شهید محراب آیت الله مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده‏ ام، می‏توانى چلوکباب تهیه کنى؟البته سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد…خادم می‏گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد؛ با شوق و عجله گفتم: الان آماده می‏کنم…زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد…هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن غذا را در چیزى بـپـیـچ تا دیگران متوجه نشوند…گفتم: به چشم!حرکت کردم؛ از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‏ اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا را روى سفره گذاشتم…عرض کردم: آقا! سفره آماده است؛ تا غذا سرد نشده بفرمایید…فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید ظرف و سفره را جمع کنید.زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده ‏اند؛پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده‏ اند…پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟!فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت… گفتم: پس چرا تناول نفرمودید؟ گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم؛ !
چند روزى بود این نـَفس، هواى چلوکباب کرده بود؛می ‏خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم می‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمی‏کنم؛خواستم غذا را جلوى چشم نـَفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند…

فیلم های خارجی سراب بودن دنیا رو پنهان می کنند اون دختر هم سراب هست اولا حق ندارم در مورد دختر امام زمان فکر کنم دوما مگه اون دختر عیب و  ایراد نداره

من خیلی در برابر عباسی کوچیکم عباسی در باربر ایران و ایران در برابر آسیا و آسیا در برابر کره زمین و کره زمین بین کهکشان و کهکشان بین ۷ آسمان و ۷ آسمان چیزی نیست در برابر

[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[  الله ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

هر روز نوری دارد که مجانی به در خانه آدم می آیند. این ما هستیم که باید این نورها را حفظ بکنیم

تمام دختران دنیا معشوق خدا و دختر امام زمان هستند حالا جرات داری بهشون نگه حرام داشته باش – میدونی پدرشون امام زمان چقدر ناراحت میشن ؟ میدونی خدا که خالق اون دختر ها هست و تو قرآنش گفته هیچ کسی حق نداره جز از طریق ازدواج ازشون لذت ببره چقدر ناراحت میشه یکی تو فیلم و یکی پشت مانیتور بهشون تجاوز کنه ؟ میدونی خدا و امام زمان رو از خودت شاکی کردی ؟ الهی العفو

تعویض عادت های زشت شهوت رانی و جنود شیطان با …. چادر خاکی فاطمه و شمع خاموش زینب و کندن ریشه های گناه و حب نفس و حب دنیا و غفلت و جایگزین کردن ریشه های عفت و خدا پرستی و حیا

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : تمام دانایی را در چهار چیز یافتیم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی که خداوند در ساختمان وجودی تو چه آثاری بدیع و دقیق بنیان نهاده٬ وسوم بدانی که از تو جه خواسته [تا بجا آوردی ]٬چهارم بدانی که چه چیز هایی تو را از دین خدا بیرون می سازد.

امام زمان : چرا چند روز پیش خرابکردی فرشید خان ؟ مگه تو شیعه نیستی ؟مگه نمیدونی خراب کردن از جنود شیطان هست ؟ مگه نگفته بودیم از دنیا دست بکشید و از آدم های تو دنیا و اعمالی که تو دنیا انجام دادن ؟ مگه نمیدونی اعمالت هر هفته به ما عرضه میشه ؟ مگه نمیدونی گناه کار دوزخ نشین میشه ؟مگه نمیدونی روزی اون دخترا و پسرا رو ما میدیم ؟ مگه نمیدونی من برای اونا پدر هستم ؟ مگه نمیدونی دوست دارم اون دخترا یه روز مثل مادرم فاطمه و عمه ام زینب و خواهرم معصومه یه روز با عفت بشن و پشت سر هامونا وقتی همه مردا چشم پایین انداختن وارد بهشت بشن با چادرهای پوشیدشون ؟من : شرمنده ام حجت ایا الحسن میخوام خوب بشم و با عفت و با حیا بشم الهی العفو – استغفرالله ربی و اتوب الیه

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

عذاب و تحقیر تو این دنیا یا عذاب آخرت ؟ خدا کریمتر از آن است که ۲ بار از بنده حساب بکشه

دنیا» در این معناست که سخت مذموم است و در بیان قرآن کریم و معصومان (ع) به فریب، دروغ، سراب، خواب و نظایر این‏ها تشبیه شده است و تنها راه نجات، زهد به آن و انقطاع از آن استزندگى دنیا براى کافران جلوه کرده است. در حالى که آن‏چه جلوه نموده است، حقیقت نیست، فریب و غرور است:  و زندگى دنیا چیزى جز کالاى فریب نیست.
آن‏چه به او دل مى‏بندند جز بازیچه‏اى کودکانه و هوسى نابخردانه نیست
دنیا واسطه فریب است، دنیا عامل غرور است. شیطان از سنخ دنیاست و به سبب دنیا فریب مى‏دهد:.»پس زنهار که زندگى دنیا فریبتان ندهد و شیطان (غرور) شما را [با آرزوى دراز] نفریبد.
 انسان به محض اتصال با دنیا، در حقیقت با شیطان متصل مى‏شود و این که دنیا سرآغاز همه خطاها و معاصى و گناهان است، از این‏جاست.
دنیا حلقه واسطه تباهى‏هاست.
هر جا پاى انسان مى‏لغزد و سقوط مى‏کند به واسطه این حلقه «دنیا» است، زیرا دنیا دام شیطان است، چنان‏که از امیر مؤمنان على (ع) روایت شده است از دنیا بپرهیز که به درستى آن دام شیطان است.
اگر واسطه اتصال و ارتباط و فریب شیطان (دنیا) نباشد، دیگر انحرافى در کار نیست.

بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است،مانند بارانی است که محصولش کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!![که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»(سوره ی حدید، آیه ۲۰)

بهجت : شهوت  از جنود ابلیس هست

۶ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم ولی روز هفتم نموندم و دوباره ۷ روز از اول

من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط خدا رو تنها میخوام-دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

۱ . فرزند بیت حیا و عفت:

۲ . حیا در آغاز جوانی
دکتر «عائشه بنت الشاطی » ، بانوی نویسنده و اهل تحقیق اهل سنت، چنین می گوید: «زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟ مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می کنند; زیرا که او در خانه و روبسته زندگی می کرد . ما نمی توانیم مگر از پشت پرده وی را بنگریم، ولی پس از گذشتن دهها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می آید و مصیبت جانگداز کربلا او را به ما نشان می دهد . (۹) »

تاریخ او را ندیده، چرا که حیای او مانع از آن شده است و مادرش فاطمه توصیه کرده است که: «خیر للنساء ان لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال (۱۰) ; برای زنان بهتر است که آنان مردان را نبینند، و مردان [نیز] آنها را نبینند .»

و اگر دستور الهی و آسمانی نبود که «ان الله شاء ان یراهن سبایا; به راستی که خدا خواسته که آنها را اسیر ببیند» حسین علیه السلام هرگز به خود اجازه نمی داد خواهر را در سفر کربلا به همراه ببرد .

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب ورنه این بی حرمتی را کی روا دارد حسین

۳ . نمایش شکوه حیا هنگام حرکت از مدینه
آن گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالی که دامانشان بر اثر حیای از مردم به زمین کشیده می شد و .

۴ . زیورآلات فدای حیا و عفت!
دختر علی علیه السلام که منش و خوی کوفیان را می شناخت، برای حفظ عفت و حیای بانوان و قبل از آمدن آنها، تمام زیورآلات زنان را جمع کرده خطاب به عمر سعد فرمود: ای عمر بن سعد! سپاهیان خود را از تعجیل و شتاب در غارت خیمه ها باز دار! خود آنچه اسباب و زیور آلات است به شما واگذار می کنم . مبادا دست نامحرمان به سوی خاندان رسول خدا دراز شود

۵ . فریاد بانوی حیا بر بی حیاها:
کاروان حیا وارد کوفه شد، مردم در حالی که خاندان رسالت را به سوی عبیدالله بن زیاد می بردند، اسیران را تماشا می کردند . در این لحظه صدای بانوی حیا بلند شد:ای مردم کوفه! از خدا و فرستاده او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر چشم دوخته اید .»

۶ . تجلی حیا در دارالاماره کوفه:
زینب کبری علیها السلام در دوران اسارت، وقتی به دارالاماره رسید، بغض راه گلویش را بست; چرا که او همه این خانه را می شناخت، اینجا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی، با عظمتی بی مانند جهان را پرساخته بود . اشک در دیدگانش حلقه زد، ولی خودداری کرد، مبادا گریه خوارش کند . در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید عبید الله ابن زیاد در جایی نشسته که پدرش در آنجا می نشست و از میهمانان پذیرایی می کرد .

زینب که بی ارزش ترین لباسهایش را بر تن و کنیزانش دورش را گرفته بودند، حیا را به عرصه نمایش گذاشت و بدون آن که به امیر سرکش خون خوار اعتنایی کند، به صورت ناشناس در گوشه ای نشست در حالی که سراپای وجود او را شرم، حیا، نجابت و پاکی احاطه کرده بود  . ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟ (سه بار این سؤال را تکرار کرد)، حیا و نجابت زینب از یکطرف، علم حضرت به قصد ابن زیاد برای تحقیر اهل بیت علیهم السلام از طرف دیگر، اجازه نداد زینب جواب او را بدهد . تا آنجا که ابن زیاد ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب پاشید و برای آزردن او گفت:  کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟»

۷ . مجلس یزید; اوج تقابل حیا با بی حیایی
یزید، بزرگان اهل شام و سفرای خارجی را دعوت کرده بود، آن گاه دستور داد که اسیران را وارد کنند . مجلسیان به دختران و دودمان پیامبر نگاه می کردند; که تا دیروز در پس پرده عزت و احترام قرار داشتند و بیگانه ای رخسار آنان را ندیده بود .

مردک شامی برخاست و به یزید گفت: یا امیرالمؤمنین! این دوشیزه را به من ببخش! فاطمه در حالتی که از وحشت می لرزید، دامن عمه اش زینب را گرفت . زینب او را در آغوش گرفت و فرمود: «گمان دروغ بردی و فرومایگی کردی! نه تو چنین حقی داری و نه یزید!  یزید خشمگین گشت و سخنانی بین او و زینب علیها السلام رد و بدل شد، تا آنکه زینب علیها السلام فرمود: اکنون که سرتاسر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته ای و ما را مانند اسیران به هر سو می کشانی به گمانت که پیش خدا برای ما پستی و برای تو شرف و منزلت است؟ !  آن گاه فریاد آهنین حیا بر فرق مجسمه بی شرمی فرود آمد که
ای پسر آزاد شدگان ; آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی و دختران [پرده نشین] رسول خدا را اسیر کنی [و شهر به شهر بگردانی] ؟ ! ! پرده آبروی آنها را بدری و صورت آنها را نمایان سازی تا دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند، و بومی و غریب چشم به آنها بدوزند و نزدیک و دور، و شریف و فرومایه تماشایشان کنند، در حالی که از مردان آنها یاری کننده ای همراهشان نباشد، و از یاری کنندگان آنان مددکاری نباشد .

۸ . عفت و پاکدامنی، دست آورد حیای زینب
. چنان که علی علیه السلام فرمود: ; علت عفت و پاکدامنی شرم و حیا است .»
و در جای دیگر فرمود: به هر اندازه که حیا باشد، عفت و پاکدامنی خواهد بود .»

تربیت خانوادگی، و حیای ذاتی زینب کبری علیها السلام باعث شد تا او عفت خویش را، حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذارد . او در دوران اسارت و در مسیر کربلا تا شام، سخت بر عفت خویش پای می فشرد . مورخین نوشته اند: او صورت خود را با دستش می پوشاند، چون روسریش از او گرفته شده بود .»

این نشانه عفت اوست که هنگام ورود به شام، شمر را – که زمانی سرباز علی علیه السلام بود و در آن راه مجروح نیز شده بود، ولی ناپاکیها و بی حیاییها او را به آنجا کشانده که قاتل فرزند علی علیه السلام گردد – احضار کرد و از او خواست که برای حفظ مرز بلند حیا و عفت، کاروان اسرا را از خلوت ترین درب شهر وارد شام نماید و سرهای شهدا را نیز از بین زنها بیرون ببرد، ولی آن ملعون حیا از دست داده و در نتیجه دین را باخته عکس فرمایش آن حضرت عمل کرد و اسیران را از شلوغ ترین و پر جمعیت ترین دروازه شهر; یعنی «درب ساعات » وارد نمود و سر شهدا را نیز بین اسرا جای داد .

راوی می گوید: زینب (ویا ام کلثوم) را دیدم که چادری کهنه برسرکشیده و روی خود را گرفته بود . امام سجاد علیه السلام نیز به سهل بن ساعد صحابی فرمود: اگر می توانی چیزی به این نیزه دار بپرداز تا سر امام را کمی جلوتر ببرد که ما از تماشاچیان در زحمت و اذیت هستیم . سهل می گوید: رفتم و یکصد درهم به نیزه دار پرداخت کردم تا از بانوان دور شود، کار بدین منوال بود تا سرها را نزد یزید بردند (۲۵) .

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن ۱- فرشید و خدای زینب : دوست ندارم یک میلیمتر مربع از لباس ناموسم کم بشه و یک پسر یک ثانیه به صورت ناموسم نگاه کنه پس به هیچ دختری حتی یک ثانیه نگاه نمیکنم -تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

FarshidPrime 6-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی !

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

۳ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم

من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط خدا رو تنها میخوام-دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

۱ . فرزند بیت حیا و عفت:

۲ . حیا در آغاز جوانی
دکتر «عائشه بنت الشاطی » ، بانوی نویسنده و اهل تحقیق اهل سنت، چنین می گوید: «زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟ مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می کنند; زیرا که او در خانه و روبسته زندگی می کرد . ما نمی توانیم مگر از پشت پرده وی را بنگریم، ولی پس از گذشتن دهها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می آید و مصیبت جانگداز کربلا او را به ما نشان می دهد . (۹) »

تاریخ او را ندیده، چرا که حیای او مانع از آن شده است و مادرش فاطمه توصیه کرده است که: «خیر للنساء ان لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال (۱۰) ; برای زنان بهتر است که آنان مردان را نبینند، و مردان [نیز] آنها را نبینند .»

و اگر دستور الهی و آسمانی نبود که «ان الله شاء ان یراهن سبایا; به راستی که خدا خواسته که آنها را اسیر ببیند» حسین علیه السلام هرگز به خود اجازه نمی داد خواهر را در سفر کربلا به همراه ببرد .

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب ورنه این بی حرمتی را کی روا دارد حسین

۳ . نمایش شکوه حیا هنگام حرکت از مدینه
آن گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالی که دامانشان بر اثر حیای از مردم به زمین کشیده می شد و .

۴ . زیورآلات فدای حیا و عفت!
دختر علی علیه السلام که منش و خوی کوفیان را می شناخت، برای حفظ عفت و حیای بانوان و قبل از آمدن آنها، تمام زیورآلات زنان را جمع کرده خطاب به عمر سعد فرمود: ای عمر بن سعد! سپاهیان خود را از تعجیل و شتاب در غارت خیمه ها باز دار! خود آنچه اسباب و زیور آلات است به شما واگذار می کنم . مبادا دست نامحرمان به سوی خاندان رسول خدا دراز شود

۵ . فریاد بانوی حیا بر بی حیاها:
کاروان حیا وارد کوفه شد، مردم در حالی که خاندان رسالت را به سوی عبیدالله بن زیاد می بردند، اسیران را تماشا می کردند . در این لحظه صدای بانوی حیا بلند شد:ای مردم کوفه! از خدا و فرستاده او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر چشم دوخته اید .»

۶ . تجلی حیا در دارالاماره کوفه:
زینب کبری علیها السلام در دوران اسارت، وقتی به دارالاماره رسید، بغض راه گلویش را بست; چرا که او همه این خانه را می شناخت، اینجا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی، با عظمتی بی مانند جهان را پرساخته بود . اشک در دیدگانش حلقه زد، ولی خودداری کرد، مبادا گریه خوارش کند . در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید عبید الله ابن زیاد در جایی نشسته که پدرش در آنجا می نشست و از میهمانان پذیرایی می کرد .

زینب که بی ارزش ترین لباسهایش را بر تن و کنیزانش دورش را گرفته بودند، حیا را به عرصه نمایش گذاشت و بدون آن که به امیر سرکش خون خوار اعتنایی کند، به صورت ناشناس در گوشه ای نشست در حالی که سراپای وجود او را شرم، حیا، نجابت و پاکی احاطه کرده بود  . ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟ (سه بار این سؤال را تکرار کرد)، حیا و نجابت زینب از یکطرف، علم حضرت به قصد ابن زیاد برای تحقیر اهل بیت علیهم السلام از طرف دیگر، اجازه نداد زینب جواب او را بدهد . تا آنجا که ابن زیاد ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب پاشید و برای آزردن او گفت:  کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟»

۷ . مجلس یزید; اوج تقابل حیا با بی حیایی
یزید، بزرگان اهل شام و سفرای خارجی را دعوت کرده بود، آن گاه دستور داد که اسیران را وارد کنند . مجلسیان به دختران و دودمان پیامبر نگاه می کردند; که تا دیروز در پس پرده عزت و احترام قرار داشتند و بیگانه ای رخسار آنان را ندیده بود .

مردک شامی برخاست و به یزید گفت: یا امیرالمؤمنین! این دوشیزه را به من ببخش! فاطمه در حالتی که از وحشت می لرزید، دامن عمه اش زینب را گرفت . زینب او را در آغوش گرفت و فرمود: «گمان دروغ بردی و فرومایگی کردی! نه تو چنین حقی داری و نه یزید!  یزید خشمگین گشت و سخنانی بین او و زینب علیها السلام رد و بدل شد، تا آنکه زینب علیها السلام فرمود: اکنون که سرتاسر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته ای و ما را مانند اسیران به هر سو می کشانی به گمانت که پیش خدا برای ما پستی و برای تو شرف و منزلت است؟ !  آن گاه فریاد آهنین حیا بر فرق مجسمه بی شرمی فرود آمد که
ای پسر آزاد شدگان ; آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی و دختران [پرده نشین] رسول خدا را اسیر کنی [و شهر به شهر بگردانی] ؟ ! ! پرده آبروی آنها را بدری و صورت آنها را نمایان سازی تا دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند، و بومی و غریب چشم به آنها بدوزند و نزدیک و دور، و شریف و فرومایه تماشایشان کنند، در حالی که از مردان آنها یاری کننده ای همراهشان نباشد، و از یاری کنندگان آنان مددکاری نباشد .

۸ . عفت و پاکدامنی، دست آورد حیای زینب
. چنان که علی علیه السلام فرمود: ; علت عفت و پاکدامنی شرم و حیا است .»
و در جای دیگر فرمود: به هر اندازه که حیا باشد، عفت و پاکدامنی خواهد بود .»

تربیت خانوادگی، و حیای ذاتی زینب کبری علیها السلام باعث شد تا او عفت خویش را، حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذارد . او در دوران اسارت و در مسیر کربلا تا شام، سخت بر عفت خویش پای می فشرد . مورخین نوشته اند: او صورت خود را با دستش می پوشاند، چون روسریش از او گرفته شده بود .»

این نشانه عفت اوست که هنگام ورود به شام، شمر را – که زمانی سرباز علی علیه السلام بود و در آن راه مجروح نیز شده بود، ولی ناپاکیها و بی حیاییها او را به آنجا کشانده که قاتل فرزند علی علیه السلام گردد – احضار کرد و از او خواست که برای حفظ مرز بلند حیا و عفت، کاروان اسرا را از خلوت ترین درب شهر وارد شام نماید و سرهای شهدا را نیز از بین زنها بیرون ببرد، ولی آن ملعون حیا از دست داده و در نتیجه دین را باخته عکس فرمایش آن حضرت عمل کرد و اسیران را از شلوغ ترین و پر جمعیت ترین دروازه شهر; یعنی «درب ساعات » وارد نمود و سر شهدا را نیز بین اسرا جای داد .

راوی می گوید: زینب (ویا ام کلثوم) را دیدم که چادری کهنه برسرکشیده و روی خود را گرفته بود . امام سجاد علیه السلام نیز به سهل بن ساعد صحابی فرمود: اگر می توانی چیزی به این نیزه دار بپرداز تا سر امام را کمی جلوتر ببرد که ما از تماشاچیان در زحمت و اذیت هستیم . سهل می گوید: رفتم و یکصد درهم به نیزه دار پرداخت کردم تا از بانوان دور شود، کار بدین منوال بود تا سرها را نزد یزید بردند (۲۵) .

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن FarshidPrime 6-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

FarshidPrime 3-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی !

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را می‏دانند، و از آخرت(و پایان کار) غافلند!

اصل یک : دختر اراکی میترسید بره  بین جماعت حج – امام زمان اومد کمکش

اصل ۲ – تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم

اصل۳ – حق نداریم بلافاصله رو صندلی بشینیم که دختری از روش بلند شده

اصل۴ – دختر حق نداره صداش رو نازک کنه

۳ روز از ۷ روز عهد زندگی برای خدا گذشت و من سر عهدم موندم

من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط خدا رو تنها میخوام-دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن FarshidPrime 3-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

FarshidPrime 0-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

به خاطر خدا از همه چیز و همه کس بگذر !

خدایا از من بگیر هر آنچه تو رو از من میگیره هر فکری هر گناهی هر حلالی ! -من به خاطر خدا زندگی میکنم در هر چیزی خدا رو میبینم لباس پی سی آسفالت آسمان گیاهان و غذا و  …. هیچ کدوم حجاب نیستند-نداشتن شرک در فکر یادت باشه من فقط خدا رو تنها میخوام-دائکم ذنوب و دوائکم استغفار تمام نکبت ها و بدبختی ها از گناه است – چرا فوتبال نگاه می کنم کی کی رو برد تو فیلم کی با کی چیکار کرد وقتی میدونم این پول و مدرک و همسر و … هیچکدوم برای من نمیمونه فقط اعمال صالح و عشق به خداست که به اون دنیا میره-کلا کسی که حرف خدا رو زمین بزنه ارزشی نداره آدم باید به خاطر عظمتی به نام خدا روی خودش خط بکشه-هیچی تو دنیا ارزش گناه کردن نداره – فقط خدا ارزش فکر کردن داره-عبادت خدا در هر شرایطیبدون چون رو چرا 

ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن FarshidPrime 0-رانندگی تریلی در حد زن نیست تو اسلام حق نداریم شهوت خفته رو بیدار کنیم -حق نداریم جای زن بشینیم – زن حق نداره صداش رو نازک کنه – آینده رو به خدا می سپارم در موردش فکر نمیکنم-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

FarshidPrime199- تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

من انسان زیبای دیگری هستم

من با شخصیت هستم و سطح من بیشتر از ناظر ویترین شیطان  بودن هست به درک پسری کمتر از من با دختری کمتر از معشوق من گناه کبیره میکنه و جهنمی میشه  -من خودم باید از انزوا در بیام و کنار معشوقم باشم و زیباترین دختر جهان حرف ها و درد و دل من رو بشنوه باشم و کنار معشوقم تو واقعیت –

 چطوری ناراحت نباشم وقتی بعد ۲۵ سال هنوز نمیدونم صداش چجوری هست اخلاقش جچوری هست زندگیش چجوری هست الان چخ مشکلی داره اصلا مجا زندگی میکنه میتونم کمکش کنم یا نه ….. ای خدا خودت کمک کن جز تو کسی نمی تونه برام کاری کنه

من بایدم تحقیر میشدم چرا کادوی خیلی قشنگ خدا رو رد کردم چرا تو دوری ظن بد داشتم نسبت به پاک ترین دختر جهان چرا موقع دوری رفتم پی هزار تا دختر که از دم همشون کمتر از عشق من بودن ؟

من دیوانه وار عاشق معشوق قشنگ و قدبلند خودم هستم و از تمام دخترها تو جهان متنفرم من از ویترین شیطان تو خیابون یا فضای مجازی متنفرم

اون دختر زودتر ازمن عاشق من شده بود یادم میاد چطور تو اتوبوس اومد جلوی من پیش یه پیرمرد نشست من هنوز اون موقع کاملا عاشقش نشده بودم

خدا تو میدونی الان کجاست التماست میکنم من رو تو جهاد اکبر کمک کنی بعدشم خودت بهم برگردونی دختری رو که خودم با گناهاهم از خودم دور کردم – جز تو هیچ کسی نمی تونه کمکم کنه

یا اباعبدالله میخوام در کمال پررویی به سرور و مولام یه زحمتی بدم از بنده گناه کار و بد به مولایی مهربان و آقا تمام : میتونی حرف من رو نشنوی میتونی منو کمک نکنی ؟ اگر میتونستی که امام من نمی شدی ! امام حسین کمکم کن بزرگترین مشکل زندگیم برطرف شه التماست میکنم هم کمک کن با تقوا بشم بعدش نامه بفرست به امام زمان ایشون نامه های شما رو روی چشم میزارن التماست میکنم اِنّ الحسین مصباح الهدی و سفینه النّجاه 

عشق با شهوت فرق داره من معشوقم رو بی نهایت دوست دارم ولی شهوتی نسبت بهش ندارم – فقط راحتیش رو میخوام و آرامش اون رو هر جوری اون بخواد زندگیم می کنم تو واقعیت بیخودی خیال پردازی عاشقانه باهاش نمی کنم من تو واقعیت گم کردمش به خاطر اعمالم چطور راحت و بی خیال باشم وقتی هر روز میدیدمش وقتی چند ساانتی متری من پیش یه پیر مرد نشسته بود

در حالى که جایگاه فرداى آدمى گور است، که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى‏ گردد، گودالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست‏هاى گور کن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏ هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى ‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏ هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏ خواستم، مى‏ توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته ‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام هاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم ‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: «این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابى و در اطراف تو شکم‏هایى گرسنه و به پشت چسبیده باشند». آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخى‏ هاى روزگار با مردم شریک نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته ‏اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. گویا مى ‏شنوم که شخصى از شما مى ‏گوید: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازک‏تر است. درختان بیابانى که با باران سیراب مى‏ شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پر دوام‏تر است. من و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایى یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‏ ایم، به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روى بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه مى‏ شتابم، و تلاش مى‏ کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‏ ها جدا گردد.

حضرت زهرا قول میدم اگر روزی بهش برسم تمام زندگیم بشه و خواست اون رو به خواست خودم ترجیح بدم تا خوشحال بشه و همیشه احترامش رو نگه دارم

خدا امروز من نه پول دارم نه کار دارم نه کلا شرایط ازدواج من ۲۰۰ روز به خاطر تو خودم رو پاک میکنم تو عمق تنهایی و از تو میخوام به عهدت تو قرآن وفا کنی و معشوق من رو به من بدی

 خدایا ازت امان میخوام روزی که گناهکار با قیافش مشخص میشه و کسی که فکر گناه کرده از موی پیشانیش میگیرن و کسی که کار گناه کرده از پاهاش میگیرن و کسی که به نامحرم نگاه کرده چشماش میخ آتشین فرو می کنند

من با شخصیت هستم  و شخصیت من به خاطر گناه نکردن و فکر گناه نکردن است و سطح من بیشتر از ناظر کثافات بودن هست به درک پسری کمتر از من با دختری کمتر از معشوق من گناه کبیره میکنه -من خودم باید از انزوا در بیام و کنار معشوقم باشم و زیباترین دختر جهان حرف ها و درد و دل من رو بشنوه باشم و کنار معشوقم تو واقعیت – شخصیت من خیلی خیلی بالاست و بیشتر از اینکه ناظر گناه بقیه باشم هر چند این نظارت خیلی لذت بخش باشه ولی من خودم باید کنارم همسری باشه به مراتب خوشگل تر از دختر توی فیلم و خودم هم که خیلی خیلی سر تر هستم نسبت به پسران توی فیلم – من نمیخوام با گناه همیشه تو سطح پایین ناظر گناه بمونم و مثل یه میمون به دخترهایی خیلی خیلی پایین تر از عشقم دستورزی گناه کبیره کنم مثل بوزینه- بلکه میخوام با تقوا و عقلانیت و بدون خیال پردازی به معشوقی برسم که تو واقعیت همیشه کنارم باشه و بهش افتخار کنم- حق من هست که به زیبا تر از اون دخترها برسم و خودم تصمیم گیرنده باشم – اونا در حد و اندازه های معشوق من نیستند- من باید با عینک دودی وقتی دختری به اون خوشگلی پیشم هستدر کمال افتخار و غرور راه برم نه اینکه برم ناموس مردم رو دید بزنم و تو خیابون خیلی پست و شکست خورده از شیطان و مثل یک بازنده و تنها راه برم– خدا به من نگفته برای بقیه جوان ها زنا و ازدواج سفید و برای تو هیچی بلکه گفته برای تو تقوا ویک ثانیه به نامحرم نگاه نکردن در عوض زیباترین دختر جهان برای یک عمر– تو حدیثی که گفته شده کسی شخصیت خودش رو شناخته دنبال شهوت نمیره تازه اون زمان گناه مجازی نبوده معصومین زنا رو میگفتن علیه شخصیت هست نامحرم و دستورزی همان شعله آتش که قبر را میسوزاند

من انسان زیبای دیگری هستم

صبر را بالش کن، و فقر را در آغوش گیر، و شهوات را ترک کن، و با هواى نفس مخالفت کن و بدان که از دیده خدا پنهان نیستى، پس بنگر که چگونه اى

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

خدا تو میگی برای کسی که تو خلوت گناه کرده ارزش قائل نیستی ؟ برای من ارزش قائل نیستی ؟ حق داری . ولی من تو رو خیلی دوست دارم حتی اگر بدت بیاد از من من بازم باهات حرف میزنم جز تو کسی رو ندارم که به دادم برسه

حضرت محمد : چقدر آدما بودن دستشون رو گرفتی چقدر آدما بودن آرزوشون رو براورده کردی التماست میکنم پیش خدا شفاعتم کنی و دستم رو بگیری ببری صراط مستقیم بعدشم خودت شفیع بشی تا به هدیه خدا برسم

حضرت علی : تو پاک بودی همسرتم پاک بود تو به نامحرم نگاه نکردی و همسرتم به نامحرم نگاه نکرد تو چشمات پاک و تمیز بود و همسرت هم همچنین التماست میکنم به این کسی که راه رو گم کرده و کسی که عقلش یک میلیاردم تو نیست کمک کنی به عشقش برسه

حضرت فاطمه : خانم پاکی ها التماست میکنم تو رو به چادر خاکیت قسمت میدم تو رو به عبادتات قسمت میدم به اون خدایی که دوسش داری قسمت میدم که اون دختر رو از خدا بخوای به من بده شما تا حالا دست چند میلیون نفر گمراه رو گرفتی ؟ قول میدم بهت عین دسته گل مواظبش باشم و خواسته هام رو فدای خواسته هاش کنم

امام حسن : قربون تو برم همونجوری که سجاده از زیر پات کشیدن منم با گناهام تو رو اذیت میکنم ؟ همونطور که بهت ناسزا میگفتن منم با بی عفتی ها تو رو اذیت کردم ؟ قربانت بشم تو که پاکب و بزرگ تو رو  به خوبی خودت قسمت میدم پیش خدا شفاعت من رو بکنی تا به عشقم برسم

امام حسین : ای بزرگ مرد دشت کربلا ای کسی که دار وندارش رو تو راه خدا داد ولی من هنوز نتونستم فقط و فقط نفسم رو در راه خدا بدم حسین تو دست خیلی ها رو گرفتی محرم تو خیلی ها رو پاک کرده تو رو قرآن دست منم بگیر تو رو به علی اصغر و به رقیه قسم میدم پیش خدا من رو دعا کنی و از خدا بخوای من رو به آرزوم برسونه

امام سجاد : میشه به خدا بگی یه ذره از ثواب عبادت های تو رو برای رسیدن من به آرزوی حلالم خرج بشه میشه به خدا بگی یه عوضی اومده توسل کرده به من خدا آرزوش رو بهش بده من دوست ندارم یه ناپاک به من توسل کنه

امام باقر : تو اخر علم بودی و من به خاطر جهالتم هر روز گول شیطون رو میخورم . من این همه سال رو عقلانیتم کار نکردم میشه پیش خدا شفاعت کنی من به عقلانیت برسم ؟

امام صادق : تو که هزار هزار شاگرد داشتی میشه منم به نوکری خودت قبول کنی و به خدا بگی اینم شگرد من خدا کمکش کن مگه نمیگی ذات شیعه پاکه پس به خاطر ذات من کمکم کن همون ذاتی که دعاهای مفاتیح که از ۲ لب مبارکت منتشر شذه دوست نداره نه اعمالی که موجب سرافکندگی شماست

امام کاظم : تو زندانی پاکی ها و عبادت ها و خدا پرستی ها بودی و منم زندانی ظلمت ها و ناپاکی ها و گناه ها  آآآه چقدر فاصله هست بین ما هیچ سنخیتی باهات ندارم مولا ولی تو رو به تنهاییات قسم میدم که پیش خدا شفیع بشی من از تنهایی در بیام

امام رضا : سلام شاه خراسان سلام ولی نعمتم ای فدات بشم که من رو نمی طلبی ای فدات بشم که فاصله زمینی ما چند صد کیلومتره ولی فاصله عفت ما کهکشان تا کهشانه ولی تو امامی هستی که برای ازدواج زیاد پیشت میان خودت بگو چند میلیون نفر رو به عشقشون رسوندی همون قیه رجبعلی خیاط و … یعنی اون پسره پنجره فولاد گناهی نداشت ؟ امام رضا التماست میکنم کمکم کن

امام محمد نقی : سلام شاه من سلام سرورم که خیلی کم میشناسمت ولی تو منو خوب میشناسی که همین شناختت خجالت زدم می کنه خودتون گفتید گناه کردید از ما رویگردان نشید منم در کمال پر رویی اومدم بگم امامم حمد تقی دستم و بگیر که خیلی گرفتارم و  گیر گردم تو طلمت گناه و تنهایی

امام علی نقی : سلام بر تو امام پاکی ها و امام ناشناخته که سختی می کشید از حاکم جور و از فرشید – ببخشید که با گناهام محمد و آل محمد رو ناراحت کردم ولی اومدم منت کشی شما تا کمکم کنی پیش خدا شفاعت کنید و وسیله بشید برای رسیده به عشقم

امام حسن : سلام امام زندانی در منطقه نظامی . امام حسن یه سوالی داشتم وقتی خدا محمدمهدی رو بهت داد چقدر خوشحال شدی ؟ تو رو به همون لحظه قسم میدم پیش خدا شفاعت کنی منم به خواسته دلم برسم

امام زمان : رو سیاهم پیشت . تمام

ktark بعد ۱۵ روز

ادامه خواندن FarshidPrime199- تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

FarshidPrime200-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]

56017261714306978153.jpg (905×504)

من انسان زیبای دیگری هستم 

من بایدم تحقیر میشدم چرا کادوی خیلی قشنگ خدا رو رد کردم چرا تو دوری ظن بد داشتم نسبت به پاک ترین دختر جهان چرا موع دوری رفتم پی هزار تا دختر که از دم همشون کمتر از عشق من بودن ؟

من دیوانه وار عاشق معشوق قشنگ و قدبلند خودم هستم و از تمام دخترها تو جهان متنفرم

اون دختر زودتر ازمن عاشق من شده بود یادم میاد چطور تو اتوبوس اومد جلوی من پیش یه پیرمرد نشست من هنوز اون موقع کاملا عاشقش نشده بودم

یا اباعبدالله میخوام در کمال پررویی به سرور و مولام یه زحمتی بدم از بنده گناه کار و بد به مولایی مهربان و آقا تمام : میتونی حرف من رو نشنوی میتونی منو کمک نکنی ؟ اگر میتونستی که امام من نمی شدی ! امام حسین کمکم کن بزرگترین مشکل زندگیم برطرف شه التماست میکنم هم کمک کن با تقوا بشم بعدش نامه بفرست به امام زمان ایشون نامه های شما رو روی چشم میزارن التماست میکنم اِنّ الحسین مصباح الهدی و سفینه النّجاه 

حضرت زهرا قول میدم اگر روزی بهش برسم تمام زندگیم بشه و خواست اون رو به خواست خودم ترجیح بدم تا خوشحال بشه و همیشه احترامش رو نگه دارم

خدا امروز من نه پول دارم نه کار دارم نه کلا شرایط ازدواج من ۲۰۰ روز به خاطر تو خودم رو پاک میکنم تو عمق تنهایی و از تو میخوام به عهدت تو قرآن وفا کنی و معشوق من رو به من بدی 

من با شخصیت هستم و سطح من بیشتر از ناظر کثافات بودن هست به درک پسری کمتر از من با دختری کمتر از معشوق من گناه کبیره میکنه -من خودم باید از انزوا در بیام و کنار معشوقم باشم و زیباترین دختر جهان حرف ها و درد و دل من رو بشنوه باشم و کنار معشوقم تو واقعیت – شخصیت من خیلی خیلی بالاست و بیشتر از اینکه ناظر گناه بقیه باشم هر چند این نظارت خیلی لذت بخش باشه ولی من خودم باید کنارم همسری باشه به مراتب خوشگل تر از دختر توی فیلم و خودم هم که خیلی خیلی سر تر هستم نسبت به پسران توی فیلم – من نمیخوام با گناه همیشه تو سطح پایین ناظر گناه بمونم و مثل یه میمون به دخترهایی خیلی خیلی پایین تر از عشقم دستورزی گناه کبیره کنم مثل بوزینه- بلکه میخوام با تقوا و عقلانیت و بدون خیال پردازی به معشوقی برسم که تو واقعیت همیشه کنارم باشه و بهش افتخار کنم- حق من هست که به زیبا تر از اون دخترها برسم و خودم تصمیم گیرنده باشم و خودم تمام اون کارهایی که اونا تو فیلم می کنند و رو هزار بار عاشقانه ترش رو خودم با معشوقم انجام میدم- اونا در حد و اندازه های معشوق من نیستند- من باید با عینک دودی وقتی دختری به اون خوشگلی پیشم هستدر کمال افتخار و غرور راه برم نه اینکه برم ناموس مردم رو دید بزنم و تو خیابون خیلی پست و شکست خورده از شیطان و مثل یک بازنده و تنها راه برم- خدا به من نگفته برای بقیه جوان ها زنا و ازدواج سفید و برای تو هیچی بلکه گفته برای تو تقوا ویک ثانیه به نامحرم نگاه نکردن در عوض زیباترین دختر جهان برای یک عمر- تو حدیثی که گفته شده کسی شخصیت خودش رو شناخته دنبال شهوت نمیره تازه اون زمان گناه مجازی نبوده معصومین زنا رو میگفتن علیه شخصیت هست

من انسان زیبای دیگری هستم

عشق با شهوت فرق داره من معشوقم رو بی نهایت دوست دارم ولی شهوتی نسبت بهش ندارم

صبر را بالش کن، و فقر را در آغوش گیر، و شهوات را ترک کن، و با هواى نفس مخالفت کن و بدان که از دیده خدا پنهان نیستى، پس بنگر که چگونه اى

پله اول – روز اول هست که پاک هستم و میخوام فاطمی وار و با حجاب زندگی کنم و مربیم حضرت علی باشه و اتاق من بخشی از خونه حضرت علی است و با حضرت علی میریم بیرون چاه میکنیم بعد میریم مسجد نماز میخونیم بعد میریم به کمک فقرا – همیشه تفاوت سایت های مصاف و منتظر و افراد امام زمانی رو با سایت های کثیف و افراد کافر و بی امام میدونم

خدا تو میگی برای کسی که تو خلوت گناه کرده ارزش قائل نیستی ؟ برای من ارزش قائل نیستی ؟ حق داری . ولی من تو رو خیلی دوست دارم حتی اگر بدت بیاد از من من بازم باهات حرف میزنم جز تو کسی رو ندارم که به دادم برسه

حضرت محمد : چقدر آدما بودن دستشون رو گرفتی چقدر آدما بودن آرزوشون رو براورده کردی التماست میکنم پیش خدا شفاعتم کنی و دستم رو بگیری ببری صراط مستقیم بعدشم خودت شفیع بشی تا به هدیه خدا برسم

حضرت علی : تو پاک بودی همسرتم پاک بود تو به نامحرم نگاه نکردی و همسرتم به نامحرم نگاه نکرد تو چشمات پاک و تمیز بود و همسرت هم همچنین التماست میکنم به این کسی که راه رو گم کرده و کسی که عقلش یک میلیاردم تو نیست کمک کنی به عشقش برسه

حضرت فاطمه : خانم پاکی ها التماست میکنم تو رو به چادر خاکیت قسمت میدم تو رو به عبادتات قسمت میدم به اون خدایی که دوسش داری قسمت میدم که اون دختر رو از خدا بخوای به من بده شما تا حالا دست چند میلیون نفر گمراه رو گرفتی ؟ قول میدم بهت عین دسته گل مواظبش باشم و خواسته هام رو فدای خواسته هاش کنم

امام حسن : قربون تو برم همونجوری که سجاده از زیر پات کشیدن منم با گناهام تو رو اذیت میکنم ؟ همونطور که بهت ناسزا میگفتن منم با بی عفتی ها تو رو اذیت کردم ؟ قربانت بشم تو که پاکب و بزرگ تو رو  به خوبی خودت قسمت میدم پیش خدا شفاعت من رو بکنی تا به عشقم برسم

امام حسین : ای بزرگ مرد دشت کربلا ای کسی که دار وندارش رو تو راه خدا داد ولی من هنوز نتونستم فقط و فقط نفسم رو در راه خدا بدم حسین تو دست خیلی ها رو گرفتی محرم تو خیلی ها رو پاک کرده تو رو قرآن دست منم بگیر تو رو به علی اصغر و به رقیه قسم میدم پیش خدا من رو دعا کنی و از خدا بخوای من رو به آرزوم برسونه

امام سجاد : میشه به خدا بگی یه ذره از ثواب عبادت های تو رو برای رسیدن من به آرزوی حلالم خرج بشه میشه به خدا بگی یه عوضی اومده توسل کرده به من خدا آرزوش رو بهش بده من دوست ندارم یه ناپاک به من توسل کنه

امام باقر : تو اخر علم بودی و من به خاطر جهالتم هر روز گول شیطون رو میخورم . من این همه سال رو عقلانیتم کار نکردم میشه پیش خدا شفاعت کنی من به عقلانیت برسم ؟

امام صادق : تو که هزار هزار شاگرد داشتی میشه منم به نوکری خودت قبول کنی و به خدا بگی اینم شگرد من خدا کمکش کن مگه نمیگی ذات شیعه پاکه پس به خاطر ذات من کمکم کن همون ذاتی که دعاهای مفاتیح که از ۲ لب مبارکت منتشر شذه دوست نداره نه اعمالی که موجب سرافکندگی شماست

امام کاظم : تو زندانی پاکی ها و عبادت ها و خدا پرستی ها بودی و منم زندانی ظلمت ها و ناپاکی ها و گناه ها  آآآه چقدر فاصله هست بین ما هیچ سنخیتی باهات ندارم مولا ولی تو رو به تنهاییات قسم میدم که پیش خدا شفیع بشی من از تنهایی در بیام

امام رضا : سلام شاه خراسان سلام ولی نعمتم ای فدات بشم که من رو نمی طلبی ای فدات بشم که فاصله زمینی ما چند صد کیلومتره ولی فاصله عفت ما کهکشان تا کهشانه ولی تو امامی هستی که برای ازدواج زیاد پیشت میان خودت بگو چند میلیون نفر رو به عشقشون رسوندی همون قیه رجبعلی خیاط و … یعنی اون پسره پنجره فولاد گناهی نداشت ؟ امام رضا التماست میکنم کمکم کن

امام محمد نقی : سلام شاه من سلام سرورم که خیلی کم میشناسمت ولی تو منو خوب میشناسی که همین شناختت خجالت زدم می کنه خودتون گفتید گناه کردید از ما رویگردان نشید منم در کمال پر رویی اومدم بگم امامم حمد تقی دستم و بگیر که خیلی گرفتارم و  گیر گردم تو طلمت گناه و تنهایی

امام علی نقی : سلام بر تو امام پاکی ها و امام ناشناخته که سختی می کشید از حاکم جور و از فرشید – ببخشید که با گناهام محمد و آل محمد رو ناراحت کردم ولی اومدم منت کشی شما تا کمکم کنی پیش خدا شفاعت کنید و وسیله بشید برای رسیده به عشقم

امام حسن : سلام امام زندانی در منطقه نظامی . امام حسن یه سوالی داشتم وقتی خدا محمدمهدی رو بهت داد چقدر خوشحال شدی ؟ تو رو به همون لحظه قسم میدم پیش خدا شفاعت کنی منم به خواسته دلم برسم

امام زمان : رو سیاهم پیشت . تمام

ktark بعد ۱۵ روز

خدایا ازت امان میخوام روزی که گناهکار با قیافش مشخص میشه و کسی که فکر گناه کرده از موی پیشانیش میگیرن و کسی که کار گناه کرده از پاهاش میگیرن و کسی که به نامحرم نگاه کرده چشماش میخ آتشین فرو می کنند

عبرت : به من چه یه عده آدم دنیایی ازدواج سفید می کنند ؟ من بهشت میخوام

نامحرم و دستورزی همان شعله آتش که قبر را میسوزاند

ادامه خواندن FarshidPrime200-تطبیق هر کاری با فاطمه [س]